در
ژاپن اشتراك زبان و نژاد دربين مردم،
توام با اشتراك در آداب و رسوم،
و
نيز آئين و شرايط خاص جغرافيائي همسوئي افكار و اعتقادات را فراهم
نموده و اين عوامل منجر به رشد روحيه اجتماعي و سختكوشي وعادت به
كار دستجمعي و هماهنگي در بين مردم شده است.
در اين كشور تواضع از مدير آغاز و در مجموعه رده هاي پائين انتشار
مي يابد. هرگاه يكي از دو طرف فاقد اين خصلت باشد، نحوه ارتباط به
سرعت به شكل رئيس و مرئوس مبدل و بالطبع ميزان مشاركت افراد در
پيشبرد اهداف سازمان در سطح وظيفه ، دستور و كنترل تقليل مي يابد.
بطور كلي در ژاپن بجاي پرورش روحيه
انحصارگرائي يا فرد گرائي ، نگرش سطحي به مسائــل ، عــدم برنامه
ريزي و رقابت شخصي نابجا براي تفوق بر ديگران ، زمينه هائي در
اجتماع پرورش داده شده كه ابتدا موفقيت در اموراجتماعي را تامين
نموده و مالاً به رفاه
هر
فرد جامعه منتج
گرديده است .
روحيه وطن دوستي در اقشار ملت اشاعه داده
شده و انضباط ويژه اي درشيوه زندگي و كارهاي اجتماعي به چشم مي
خورد كه نظير آن را بندرت در ساير كشورها ميتوان مشاهده نمود.
اكثريت مردم ژاپن به خانواده اهميت زيادي ميدهند ، به عهد خود
وفادارند، غيبت نمي كنند، دروغ نمي گويند و همواره« ژاپني گرا »
هستند يعني اينكه رابطه حقيقي آنان با خودشان است وخارجي هميشه
بيگانه
است ، لذا در برخورد باخارجيان همواره داراي
رفتاري
توأم
با نزاكت ، تبسم ، كم صحبتي ، وعدم گفتگو پيرامون مسائل جدي
ميباشند.
درضمن
غالب مردم ژاپن از پذيرائي از مهمان در منزل خود، به علت محدوديت
هاي فيزيكي و فرهنگي، ابا دارند و در صورت نياز از مكان هاي عمومي
(رستوران و هتل ) براي پذيرائي استفاده مي كنند.